صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
443
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
راوى در سخن در غياب و يا به سخن و به طور شفاهى و يا با دلايل و شواهد . 6 - برترى دادن برخى از دانشمندان و صنعتگران بر برخى ديگر . 7 - ذكر كسى كه به فسق تظاهر مىكند و از آن دورى نمىجويد . 8 - ذكر كسى كه به صفتى مشهور است ، مثل شخص يك چشم يا لنگ ، البتّه بدون قصد توهين و مذمّت و ذكر آن نزد كسى كه وى را به آن صفت مىشناسد و باز به شرطى كه ديگرى به اين سخن گوش ندهد . 9 - آگاه كردن بر اشتباه در مسائل علمى و امثال آن به قصد اين كه كسى آن اشتباه را انجام ندهد . 10 - در همهء اين امور اگر كنايه و تعريض كافى باشد ، تصريح در آن احتمالا حرام است ؛ چون براى ضرورت است و ضرورت هم به مقدار نياز مىباشد . مىبينيم كه ايشان جايز نمىداند كه شعر متنبّي فراموش گردد : و أكبر نفسي عن جزاء بغيبة * و كلّ اغتياب جهد من ماله جهد « 1 »
--> ( 1 ) - خود را بالاتر از اين مىدانم كه به خاطر غيبت پاداش بگيرم ، چون هر غيبتى تلاش شخص ناتوان است .